پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل آموزههای قرآنی مرتبط با مولفه «فرایند خطمشی» انجام شده است؛ مولفهای که در دیدگاههای نظری خطمشیگذاری عمومی، جایگاهی بنیادین در تبیین پویاییها، تغییرات و نحوه تحقق اهداف خطمشی دارد. مطالعه حاضر، با بهرهگیری از روش تحقیق موضوعی، تلاش میکند تا در پرتو آیات قرآن کریم، خلأ موجود در ادبیات خطمشیگذاری را در زمینه تبیین پشتوانههای معرفتی فرایند خطمشی پوشش دهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فرایند خطمشی در قرآن کریم نه یک روند خطی و مکانیکی، بلکه جریانی تدریجی، چندلایه، هدفمند و ارزشمحور است که بر عناصری همچون منطق مرحلهای، تعادلمحوری، پاسخگویی، آیندهنگری، غایتمحوری، سازگاری زمینهای و بازخورد متناسب با رفتار استوار است. افزون بر این، آموزههای قرآنی تأکید دارند که فرایند خطمشی باید پیوستگی مراحل، راهبری عمل، زبان تعالیبخش و ظرفیت مدیریت تعارضهای گفتمانی را در خود داشته باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر یک خوانش مفهومی و ساختاری از «فرایند خطمشی» در قرآن کریم ارائه میدهد که میتواند مبنایی برای توسعه دیدگاههای نظری بومی خطمشیگذاری عمومی در حکمرانی جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.